سيد على اكبر برقعى قمى

123

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

ايشان مرضى پديد گرديد و سبب مرگ شترانشان شد و ابو الجارود كنيت زياد بن منذر عبدى است از علماى زيديّه و خود نيز مؤسّس فرقه‌اى در مذهب زيديّه به نام فرقهء جاروديّه و ابو الجارود ، كور بود و در سال 150 درگذشت . « 1 » جاريه : با كسر راى بىنقطه از اعلام مردان و نام چند تن از صحابه و محدّثان است و جاريه در اين چند معنى به كار رفته است : كشتى ، آفتاب ، كنيز ، دختر ، نعمت ، روان و به معنى اخير مؤنّث جارى است از جريان . « 2 » جازرى : با كسر زاى نقطه‌دار منسوب است به جازر كه قريه‌اى است از قراى نهروان و حفص ابن اعرج جازرى از اصحاب امام صادق عليه السّلام بدان منسوب است . جاسمى : با كسر سين بىنقطه منسوب است به جاسم و آن قريه‌اى است در هشت فرسنگى دمشق و ابو تمّام حبيب بن اوس طائى جاسمى ( كه ترجمتش در تمّام گذشت ) بدان منسوب است . جاك : بر وزن پاك نام نياى ابو طاهر محمّد ابن علىّ بن جاك قمّى است صاحب كتاب الحكمين و بعضى او را تميمى گفته‌اند . و جاك معرّب پاك است . جالطى : با فتح لام منسوب است به جالطه از قراى قرطبه و ابو عبد اللّه محمّد بن قاسم بن محمّد اموى قرطبى جالطى در شمار فقيهان و اديبان و متوفّى 403 بدان منسوب است . جامدى : با كسر ميم منسوب است به جامد و آن قريهء بزرگى است از قراى واسط و ابو يعلى علىّ ابن حسين جامدى واسطى در شمار محدّثان بدان منسوب است . جامع : با كسر ميم لقب ابو عصمه نوح بن ابى مريم خراسانى است در شمار محدّثان و اديبان و از زهرى حديث كرد و به ابو حنيفه حديث رسانيد و در سال 173 درگذشت . و شهيد ثانى گفت كه : « جامع

--> ( 1 ) - جاروديه : گروهى از زنديان منسوب به ابو الجارود زياد بن ابى زيد خراسانى است . شهرستانى گويد : « آنها گفتند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله به وصف به امامت على عليه السّلام تصريح كرده نه به اسم و على بعد از پيغمبر ، امام است و مردم تقصير كردند كه وصف را نشناخته به جستجوى موصوف برنخاستند و مردم در اختيار كردن ابو بكر به امامت ، كافر شدند » . ( ملل و نحل : 1 / 157 - 158 ) . ( 2 ) - جاريه : نام تنى از اعلام است ، از آن جمله : جارية بنى عدى يكى از آزادشدگان ابو بكر بود ، اين جاريه را عمر پيش از آنكه به اسلام درآيد عذاب مىكرد ابو بكر وى را خريد و آزاد ساخت ( لغتنامه / دهخدا : 16 / 48 ) . و نيز جارية بن قدامة بن مالك بن زهير بن حصين بن رزاح بن سعد بن بحير بن ربيعة بن كعب بن سعد بن زيد مناة بن تميم تميمى سعدى او را عم الاحنف مىگفتند . طبرانى گفت : « احنف وى را از روى احترام عمومى خواند زيرا نسب آنها تنها در سعد بن زيد به هم مىرسد . ابن سعد او را جزء صحابيان شمارد كه به بصره نزول كردند . او از ياران على عليه السّلام بوده و هموست كه عبد اللّه بن حضرمى را در بصره آتش زد » . ( الإصابة فى تمييز الصحابة : 1 / 218 ) . صاحب عقد الفريد گويد : « معاويه جارية بن قدامه را گفت : چقدر پيش كسانت خوار بودى كه تو را جاريه نام نهادند » . - جاريه گفت : « تو چقدر پيش كسانت خوار بودى كه تو را معاويه ناميدند ( چه آنكه معاويه نام سگ ماده است ) » . ( عقد الفريد : 4 / 29 ) .